سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

422

تاريخ ايران ( فارسى )

موقع براى حملهء ديگر بروم از طرف يونان خيلى باريك و سخت بود ، هنگامى كه خبر شكست فاحش روم در تراسمن « 1 » در سال 217 قبل از ميلاد به فيليپ « 2 » پنجم مقدونيا رسيد ، در صدد برآمد كه هنىبال « 3 » را مدد نمايد و به ظاهر تا مدتى براى او ممكن بود كه اتحادى از يونانيان تشكيل داده و اقدام به كار كند ولى اين پادشاه بمفاد اين مثل « كسى كه پدر را كشت بايد پسر را نيز بكشد » همتى كه اين كار را بكند در او نبود ، در كارها تسامح داشت و آنچه در اول وهله توانست بكند اين بود كه قراردادى با هنىبال بست و حقيقت اينست كه او از خوف اقتدار بحرى روم جرئت نكرد كه از درياى ادرياتيك عبور نمايد ، در عوض بمتصرفات روم در اپيروس حمله برد آن هم با كمال دودلى . البته ممكن نبود كه دولت روم اين عمليات را ديده آرام بماند و لذا در اپيروس لشكرى از كشتى پياده نموده و مقدونيها را مورد حمله و هجوم قرار داد . بعلاوه از روى تدبير موفق گرديد اتحادى از اتوليانها و حكومات كوچك يونان بر ضد مقدونيا تشكيل دهد ، تراسىها و ايلليريها و اتالوس زيرك پادشاه پرگاموس نيز ملحق باتحاديهء مزبور گرديدند ، معذلك فتح در آخر نصيب فيليپ گرديد ، ليكن بواسطهء خسته شدن از جنگ با روم صلح نمود بدين شرط كه طرفين آنچه قبل از جنگ داشتند در دست آنها باقى ماند كه اين‌جا نقطهء برگشت تاريخ بوده به اين معنى كه اگر فيليپ در اينموقع رشد و لياقت بخرج داده لشكر ورزيدهء خود را بسرعت از طرف دريا بايتاليا داخل ميكرد ، كار دولت روم را كه دم واپسينش بود ميتوانست به جائى برساند كه ديگر نتواند تجديد حيات كند ، چه بعد از شكست هاسدروبال « 4 » در متاروس « 5 » كه در سال 207 قبل از ميلاد اتفاق افتاد روم در نهايت ضعف و خستگى بود ، اما فيليپ عوض اين كار باظهار خصومت زبانى اكتفا كرده و دستى از آستين بيرون نياورد و از اين تكاهل نه‌تنها رقم فناى خود را امضا كرد بلكه تمام عالم يونانيت را با مقدرات شوم خود شريك ساخت . تاراج مصر بدست فيليپ پنجم و آنتيوخوس بزرگ اندك زمانى بعد از مصالحهء خلاف مصلحت با روم فيليپ پنجم با آنتيوخوس متفق گرديده و قرار گذاشتند كه مستملكات

--> ( 1 ) - Trasymenes . ( 2 ) - او پسر دمتريوس خو به صورت و پدر پرسيوس بود ( مؤلف ) . ( 3 ) - Hannibal . ( 4 ) - Hasdrubal . ( 5 ) - Metarus .